خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه نظاره ز تاب رخ جانان افروختمی توان شمع در این بزم ز مژگان افروخت
۲
در میان تو و خورشید نگنجد نسبتشعله تیغ تو از خون شهیدان افروخت
۳
زین خجالت که لبت خون به دل صهبا کردپنبه چون گل به سر شیشه مستان افروخت
صفحهٔ ۱ از ۱