شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اینت گم گشته دهانی که توراستوینت نابوده میانی که توراست
۲
از دو چشم تو جهان پرشور استاینت شوریده جهانی که توراست
۳
جادوان را به سخن خشک کنیخه زهی چرب‌زبانی که توراست
۴
آخر این ناز تو هم در گذردچند مانده است زمانی که توراست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth