خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خار وگل از هوای تو دمساز آتش استنازی که می کشیم همین ناز آتش است
۲
در فتنه هیچکس به خموشی نمی رسدراز نگفته شوخ تر از راز آتش است
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام