خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۳
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گلستان محبت سایه گل آتش استآبروی اشک خون آلود بلبل آتش است
۲
سوختیم از بی نیازی خرمن صد آرزودر کف ما برق شمشیر توکل آتش است
۳
حیرت نظاره شوخی حجاب دیده شدکز فروغ چهره اش آیینه یک گل آتش است
صفحهٔ ۱ از ۱