خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلت مایل شکار صید صحرا گشته استسبزگردیدن به کام دانه ما گشته است
۲
گوهر شاداب دارد چشم خواب آلوده ایگه لب ساقی وگاهی موج صهبا گشته است
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام