شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که در بزمش نگه سرمشق حیرت گشته استراز دل ممنون تأثیر محبت گشته است
۲
چون تسلی بخشدم زخمی که از مژگان اوستتا دل آیینه بیتاب جراحت گشته است
۳
خوانده نور چشم خود آیینه ما را غبارگنج باد آورد ما گرد کدروت گشته است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth