شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا همتم به راه طلب پا نهاده استپا بر سر هزار تمنا نهاده است
۲
مجنون ندیده بالش راحت به خواب همگاهی سری به دامن صحرا نهاده است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth