شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد می دردی به ایاغت نرسیده استبوی گل داغی به دماغت نرسیده است
۲
عاشق زکجا شکوه کجا این چه خیالی استپیداست کزین باده دماغت نرسیده است
۳
سبز است ز خون دل ما حاصلت ای چرخاین است که یک میوه باغت نرسیده است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth