شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه سرو روان قافله بیهوشی استگردش چشم سیه مکتب بازیگوشی است
۲
باده از دست تو مستی نکند داد از تواولین قطره این جام می بیهوشی است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth