شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محشر نمک از غبار ما داشتدیوانگی انتظار ما داشت
۲
با دانه و دام راز می گفتصیاد سر شکار ما داشت
۳
از بیخبری خبر گرفتیمجای تو دل انتظار ما داشت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth