شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در قدح ز شوق لبت آفتاب داشتدر آب لعل آتش ما پیچ و تاب داشت
۲
مطلب گداخت شوخی دشنام را چه شدحرف به لب نیامده ما جواب داشت
۳
آزاده را فسانه راحت هم آفت استیوسف چه رنجها که ز تعبیر خواب داشت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth