شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی که مست حیا از من آن غزال گذشتز رشک دیده چه گویم به دل چه حال گذشت
۲
به گلشنی که درآید به جلوه نخل قدشچو ابر از سر سرو، آب انفعال گذشت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth