شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفتنام او بردم ز لب تا گوش مستان گل شکفت
۲
بسکه لبریز تماشای تو بودم زیر تیغاز گل هر قطره خونم صد گلستان گل شکفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth