شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۵۳

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گریختم که به گرد ره تو کس نرسدگداختم که به آیینه ات نفس نرسد
۲
بهار سوختگی را طراوت دگرستاگر چه گل چمن آرا بود به کس نرسد
۳
به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنیدچه شد که ناله به دردسر جرس نرسد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth