شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هستیم از بس غبار خاطر احباب شدهر سر مژگان من سرچشمه سیلاب شد
۲
پاره ابری شد از باران اشک من قفسچشمه دام از سرشکم حلقه گرداب شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth