شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آشنایی نه چراغی است که خاموش شوددوستی نیست جناغی که فراموش شود
۲
چون مست باده ستم آن سنگدل شودترسم ز صبر جورکشان منفعل شود
۳
آباد خانه دلم از گرد کلفت استترسم غبار خاطرم از گریه گل شود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth