شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شرم است اینکه سویم ننگرد چون مست ناز آیدکه ترسد از گل بیهوشی من بوی راز آید
۲
شهید انتظارم کرد صیادی که در محشرسر از جا بر ندارم تا صدای طبل باز آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth