شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آیددل ساغر پرستم از شب آدینه باز آید
۲
ز پرهیز تماشای تو کارش رفته است از دستنگاهی کن که جانی در تن آیینه باز آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth