خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستممی تپم در خون شهید انتظار کیستم
۲
گاه خونم می خورد گه خاکمالم می دهدآسمان گویا نمی داند شکار کیستم
۳
در حساب است از من سرگشته هر جا سرمه ای استدیده خورشید می داند غبار کیستم
صفحهٔ ۱ از ۱