شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می ننوشم تشنه خون تحمل نیستمگل نبویم آشیان پرواز بلبل نیستم
۲
من که چون شمع از نگاه گرم جانان زنده امبت پرستی کی کنم مرد تغافل نیستم
۳
چون نهال خشک عریانی لباسم گشته استهمچو گلبن زیر بار خلعت گل نیستم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth