خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۰۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا از تنگدستی خاطر اندوهگین دارمکه همچون شعله صد گنج شرر در آستین دارم
۲
بود آیینه آتش نما خاکستر عاشقچو اخگر نور پنهان روشن از لوح جبین دارم
۳
تو پر درد آشنا من بیزبان فرصت تغافل کیشدل پر آرزویی چون نگاه واپسین دارم
صفحهٔ ۱ از ۱