شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۳ - فی البدیهه و مدح خلد الله سلطانه

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
علی الصباح که سلطان طارم ازرقفراز گنبد فیروزه گون بزد سنجق
۲
ز بیم خنجر خورشید، لشکر انجمز روی چرخ گریزان شدند چون زیبق
۳
ز خواب صبح چون ملاح روز سر برداشتروانه کرد درین بحر نیلگون زورق
۴
ز روی صدق، به صابون مهر، گازر روزسحر ز دامن گردون بشست روی شفق
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth