خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۱۶ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک سرمست تو خون دل ما میریزدبیگنه خون دل خسته چرا میریزد
۲
مردم دیدهٔ دریا دل گوهر پاشمهرچه دارد همه در پای شما میریزد
۳
تا صبا میزند از چین سر زلف تو دمنافههای ختن از باد هوا میریزد
۴
سنبلت پای دل پیر و جوان میبنددنرگست خون دل شاه و گدا میریزد
صفحهٔ ۱ از ۳