شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دهان نیست که تنگ شکر استوان میان نیست که مویی دگر است
۲
زان تنم شد چو میانت باریککز دهان تو دلم تنگ‌تر است
۳
به دهان و به میانت ماندچشم سوزن که به دو رشته در است
۴
هر که مویی ز میان و ز دهانتخبری باز دهد بی‌خبر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth