شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۱۸ - و له ایضا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل خسته به دست سر زلفت دادمکمر بندگی ات بسته ام و آزادم
۲
آخر ای ماه پری‌چهره به فریادم رسکز هوایت ز فلک می‌گذرد فریادم
۳
گر کسی از غم هجران تو شادی طلبدمنم آن کس که به غم خوردن رویت شادم
۴
بیستون ستمت را بکشم چون فرهادزآنکه بی شکر شیرین تو چون فرهادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth