خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۲۵ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز استزآن رو که مرا بر در او روی نیاز است
۲
خمها همه در جوش و خروشند ز مستیو آن می که در آنجاست حقیقت نه مَجاز است
۳
از وی همه مستی و غرورست و تَکَبُّروز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
۴
رازی که بر خلق نگفتیم و نگوییمبا دوست بگوییم که او مَحرم راز است
صفحهٔ ۱ از ۳