شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۲۴ - و له ایضا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به شیراز نگارم ز سفر باز آمدراحت روح من خسته جگر باز آمد
۲
ناگه آن ماه پری چهره روان از چشممهمچو سیاره شد و همچو قمر باز آمد
۳
آن صنم نور بصر بود، برفت از بصرموین زمان در بصرم نور بصر باز آمد
۴
همچو پسته من دل خسته نگنجم در پوستکه مرا یار شکرخنده ز در باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth