شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه رخساره که از بدر منیر استلبش شکر فروش جوی شیر است
۲
سر هر موی زلفش از درازیجهان سرنگون را دستگیر است
۳
قمر ماند از خط او پای در قیرکه در گرد خطش هم جوی قیر است
۴
خطا گفتم مگر مشک ختاست اوکه در پیرامن بدر منیر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth