خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۷۷ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داریخطا در طره ی پرچین، حبش گرد ختن داری
۲
ز برگ گل به رنج آیی چرا گل در سمن پوشیازین به جامه دربر کن که بس نازک بدن داری
۳
می از لعل تو می نوشم که در مستی شکر بخشیدل از زلف تو می جویم که در گیسو شکن داری
۴
تویی لیلی که چون مجنون هزاران خسته دل کشتیتویی خسرو که چون شیرین هزاران کوهکن داری
صفحهٔ ۱ از ۳