خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دلم تا برق عشق او بجسترونق بازار زهد من شکست
۲
چون مرا میدید دل برخاستهدل ز من بربود و درجانم نشست
۳
خنجر خونریز او خونم بریختناوک سر تیز او جانم بخست
۴
آتش عشقش ز غیرت بر دلمتاختن آورد همچون شیر مست
صفحهٔ ۱ از ۳