خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شور و شری که در جهان استزان غمزهٔ مست دلستان است
۲
گفتم لب اوست جان، خرد گفتجان چیست مگو چه جای جان است
۳
وصفش چه کنی که هرچه گوییگویند مگو که بیش از آن است
۴
غمهاش به جان اگر فروشندمیخر که هنوز رایگان است
صفحهٔ ۱ از ۴