خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیستواثق مشو به او که به عهد استوار نیست
۲
در طبع روزگار وفا و کرم مجویکین هر دو مدتی است که در روزگار نیست
۳
رو یار خویش باش و مجو یاری از کسیکاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست
۴
نومید شو ز هر که توانی و هرچه هستکامیدهای باطل ما را شمار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲