شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیستوین واقعه را همچو فلک پای و سری نیست
۲
عقلم که جهان زیر و زبر کرد به فکرتبی خویش از آن شد که ز خویشش خبری نیست
۳
جان سوخته زان شد که از آنها که برفتندبسیار اثر جست و ز یک تن اثری نیست
۴
دل بر سر ره ماند که می‌دید که هستشمشکل سفری پیش که چون هر سفری نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth