شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پرتو وجودت در عقل بی نهایتهستی کاملت را نه ابتدا نه غایت
۲
هستی هر دو عالم در هستی تو گمشدای هستی تو کامل باری زهی ولایت
۳
ای صد هزار تشنه، لب‌خشک و جان پرآتشافتاده پست گشته موقوف یک عنایت
۴
غیر تو در حقیقت یک ذره می‌نبینمای غیر تو خیالی کرده ز تو سرایت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth