شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیمی جرونی

بخش ۱۳ - نمودن شاپور خود را به شیرین و روانه ساختن او را به طرف مداین

شیرین و فرهاد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شاپور این چنین نیرنگ بر ساختبه غیبت آنچنان شطرنج ها باخت
۲
یکی طومار نقاشانه بگشودکه هر نقشی که می خواهی در او بود
۳
گرفت او یک سر راهی و بنشستگرفته گوشه طومار در دست
۴
نه طوماری، جهانی پر عجایبعجایب چه غرایب در غرایب
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth