خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۱۴ - رفتن شیرین پیش مهین بانو و اجازت خواستن به نخجیر و رفتن به مداین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر کاشک زلیخا جمله پالودز خاور خسرو خور چهره بنمود
۲
نه حیلت را مجالی ماند نه ریوپریها گم شدند از صحبت دیو
۳
به صد عشوه پری روی پری زادبر تخت مهین بانو بایستاد
۴
به رخ ماهی ز مه صد بار بهتربه قد سروی هزارش ناز در سر
صفحهٔ ۱ از ۲۳