خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۲۵ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را و سوگند دادن به خویشتنداری
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از ترتیب خسرو چون بپرداختبه خلوت خواند شیرین را و بنواخت
۲
نخستین گفت ای چشم مرا نورمباد از تو مهین بانو دمی دور
۳
میفتا عارضت از آب هرگزمبادا نرگست بی خواب هرگز
۴
مبادت هیچ محنت تا جهان بادسرو کار تو با رامشگران باد
صفحهٔ ۱ از ۸