شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیمی جرونی

بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگر

شیرین و فرهاد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو صبح از بام مشرق سر برآوردهزیمت بر سپاه شب در آورد
۲
سپاهی هر طرف کردند جولاندرافکندند گوی زر به میدان
۳
زهر جانب پری رویان شیریننشستند از زمین بر کوهه زین
۴
چو بر کردند مرکب از زمین شادتو گفتی برگ گل را می برد باد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth