خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۳۸ - حکایت کردن خسرو با مریم از درد شیرین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آن عشرت چو از شب رفت پاسیز می نوشید خسرو چند کاسی
۲
به پا برخاست بی خود همچو مستانچو شمعی روی کرد اندر شبستان
۳
به مریم راز شیرین جمله بگشادچو دامن ساعتی در پایش افتاد
۴
که ای مریم به روح الله سوگندکه با غیرت ندارم مهر و پیوند
صفحهٔ ۱ از ۸