شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن طایری که در قفس تنگ خانه داشتدر دل کجا دگر هوس آب و دانه داشت
۲
دست زمانه کی کندش پایمال جورهر سر که پاس خدمت این آستانه داشت
۳
بهر گره‌گشایی دل تاخت تا ختنآن باد مشک‌بوی که در دست شانه داشت
۴
ما را به روز وصل چرا آشنا نکردتأثیر در دلت اگر آه شبانه داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth