شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این نیست عرق کز رخ آن ماه جبین ریختخورشید فلک رشته پروین به زمین ریخت
۲
دیگر مزن از صلح و صفا دم که حوادثدر خرمن ابناء بشر آتش کین ریخت
۳
زهری که ز سرمایه به دم داشت توانگردر کام فقیران به دم بازپسین ریخت
۴
هر قطره شود بحری و آید به تلاطماین خون شهیدان که به نزهتگه چین ریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth