خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشتچشم بد دور که آن ماه به من خوب گذشت
۲
مگذر از بیشه ما نیست گرت جرأت شیرکه در اینجا نتوان با دل مرعوب گذشت
۳
مردم از کشمکش زندگی و حیف که عمرهمه در پیچ و خم کوچه آشوب گذشت
۴
فرخی عمر امانی نفسی بیش نبودآن هم از آمد و شد گر بد و گر خوب گذشت
صفحهٔ ۱ از ۱