خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفتمشکل ما را به مردن خوب آسان کرد و رفت
۲
جغد غم هم در دل ناشاد ما ساکن نشدآمد و این بوم را یکباره ویران کرد و رفت
۳
پیش مردم آشکارا چون مرا دیوانه ساختروی خود را آن پری از دیده پنهان کرد و رفت
۴
وانکرد از کار دل چون عقده باد مشکبویگردشی در چین آن زلف پریشان کرد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲