خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه بایدسخت از این سستمردم قتل بیاندازه باید
۲
تا مگر از زردرویی رخ بتابیم ای رفیقانچهرهٔ ما را ز خونِ سرخ دشمن غازه باید
۳
نامِ ما، در پیشِ دنیا پست از بیهمّتی شدغیرتی چون پورِ کیخسرو بلندآوازه باید
۴
میکند تهدید ما را این بنای ارتجاعیمُنهَدِم این کاخ را از صَدر تا دروازه باید
صفحهٔ ۱ از ۲