خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام دلم ز وصل تو حاصل نمیشودگیرم که شد، دگر دل من دل نمیشود
۲
دیوانهای که مزه دیوانگی چشیدبا صد هزار سلسله عاقل نمیشود
۳
اجرا نشد میان بشر گر مرام ماآجل شود اگرچه به عاجل نمیشود
۴
حق گر خورد شکست ز یک دسته بیشرفحق است و حق به مغلطه باطل نمیشود
صفحهٔ ۱ از ۳