شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بودوان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود
۲
مجنون که به دیوانه گری شهره شهر استدر دشت جنون همسفر عاقل ما بود
۳
گر دامن دل رنگ نبود از اثر خونمعلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود
۴
سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیمپا بسته آفت زدگی حاصل ما بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth