خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جا سخن از جلوه آن ماه پری بودکار من سودازده دیوانهگری بود
۲
پرواز به مرغان چمن خوش که در این دامفریاد من از حسرت بیبال و پری بود
۳
گر این همه وارسته و آزاد نبودمچون سرو چرا بهره من بی ثمری بود
۴
روزی که ز عشق تو شدم بیخبر از خویشدیدم که خبرها همه در بیخبری بود
صفحهٔ ۱ از ۲