خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند که با فکر جوانیم که بودیمدر پیروی پیر مغانیم که بودیم
۲
گر هستی ما را ببرد باد مخالفخاک قدم باده کشانیم که بودیم
۳
با آنکه بهار آمد و بشکفت گل سرخما زرد رخ از باد خزانیم که بودیم
۴
عمریست که از سوز فراق تو من و شمعشب تا به سحر اشک فشانیم که بودیم
صفحهٔ ۱ از ۲