خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما مست و خراب از می صهبای الستیمخمخانه تهی کرده و افتاده و مستیم
۲
با طره دلبند تو کردیم چو پیوندپیوند ز هر محرم و بیگانه گسستیم
۳
از سبحه صد دانه ارباب ریا بهصد مرتبه این رشته زنار که بستیم
۴
فرقی که میان من و شیخ است همین استکو دل شکند دایم و ما توبه شکستیم
صفحهٔ ۱ از ۲