شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زالِ گردون را نباشد گر سرِ رویین‌تنیجوشنِ رستم چرا پوشد ز ابرِ بهمنی؟
۲
گر ندارد همچو پیران دشت در آهنگِ رزمپس چرا از یخ به سر بِنْهاده خودِ آهنی
۳
نیست پشت بام اگر کوه گنابد از چه رویبرف آنجا از شبیخون می‌کند نستیهنی
۴
ما نه هومانیم اگر با پافشاری چون کندسوز سرما بر سر ما دست‌برد بیژنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth